همايش ملي «جوانان و هويت ايراني:همسازي عناصر ديني وملي» درپژوهشگاه علوم انساني و مطالعات اجتماعي جهاد دانشگاهی برگزار ميشود جهت كسب اطلاعات بيشتر به سايت http:// ihss.ac.irمراجعه کنید.

جمال زاده،پدر داستانویسی نوین ایران،به زعم بسیاری از صاحب نظران،نقادی سخت گیر و نویسنده ای تاثیر گذار در جریان داستان نویسی ایران بود که توانست در اندک زمانی نسل جوان آن دوران را برانگیزد. جمال زاده در درجه اول به مضامین اجتماعی و سیاسی مدنظر خود اهمیت می داد و سعی می کرد از تمامی ابزارها و سازه ها در جهت تفهیم،نه ایجاد توهم و ابهام،مسایل یاد شده سود جوید.(همان:49 و51). زبان داستانگوی نقاد او همه وجوه فضای سیاسی،اجتماعی و فرهنگی ایران را دربرمی گیرد. وی در ترسیم جامعه ایرانی پیوسته به بی نظمی،نابسامانی،دروغ،نیرنگ،منفعت طلبی،اغفال مردم،استبداد،رشوه خواری،تعصب کورکورانه،گناه،بی تفاوتی عوام،استفاده از مواد مخدر، و... اشاره دارد، چرا که او پیش از ترک ایران در دوره مشروطیت شاهد چنین مسایلی بود.(همان:52 و 53)
ادامه مطلب...

درآمد
شکل گیری تدریجی طبقه متوسط و اندیشه تجدد در دوره قاجار،انقلاب مشروطیت و حکومت قانون را به همراه دارد.در چنین وضعیتی ارزش های تثبیت شده کهن اهمیت خود را از دست می دهند و ملت وآزادی های بورژوایی اعتبار می یابند. ادبیات این دوران متاثر از فرهنگ غرب است،با پرداختن به مبرم ترین مسایل اجتماعی و انتقاد از استبداد،خرافات و موهوم پرستی،نقشی متفاوت با نقش ادبیات اشرافی بر عهده می گیرد.همزمان با تحولات بنیادین اجتماعی و به خودآیی و خویشتن نگری ملی،ادبیات نوینی شکل می گیرد که مهمترین خصوصیتش انتقاد از تمامی مظاهر تحجر سیاسی و فرهنگی است.به طوری که آخوندزاده در نامه ای می نویسد،«به هر آنچه دست می زنی ایجاب می کند که از آن انتقاد شود». روشنفکران مشروطه خواه، پیروان نشر دانش و فرهنگ، با اعتراض به نظام حاکم بر جامعه، بر حرکت فکری و سیاسی زمانه خود تاثیری عظیم می گذارند. اینان متاثر از ادبیات اروپا،در راه نوجویی و تحول خواهی،نقد و بازنگری ادبیات گذشته را آغاز می کنند؛و به منظور برقراری«دموکراسی ادبی» با مغلق گویی می ستیزند و خواستار ادبیاتی می شوند که به کار بیداری مردم وایجاد تغییرات سیاسی بیاید.
در این مقاله اندیشه های دو تن از داستان و رمان نویسان انتقادی دوره مشروطه به نامهای میرزا فتحعلی آخوند زاده و سید محمد علی جمال زاده را مورد بررسی قرار می دهیم. این دو ادیب تلاش کرده اند تا دراندیشه ها انتقادی خود،سنت های غلط وباورهای خرافی مردم را به نقد بکشانند و از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی انتقاد کنند.به عبارتی اندیشه های آنان بازنمایی وضعیت اجتماعی وسیاسی ایران آن روز و مورد انتقاد قرار دادن آن است.
انديشههاي انتقادي آخوندزاده كرماني[1]:
ميرزا فتحعليآخوندزاده،فيلسوف، مورخ، مصلح اجتماعي، نويسنده نمايشنامه ، داستاننويس و مبتكر اصلاح خط و تغيير الفباء در جامعههاي اسلامي بوده است، اما حق او در نقد ادبي ادا نشده و از اين نظر همچنان گمنام مانده است. در حالي كه حاصل پژوهشها نشان ميدهد كه او در نقد ادبي هم مانند نمايشنامهنويس و داستان نويسي به شيوه اروپايي، از پيشروان اين فن در سرزمينهاي شرقي است.در اين جا به آخوندزاده به عنوان بنيانگذار و پيشرو نقد ادبي در ايران پرداخته و از عقايد علمي و انتقادي او در مسائل سياسي و اجتماعي و ديني زماني سخن ميگوييم.آنچه از آخوندزاده به عنوان قلمرو و نقد ادبي سراغ داريم به این قرار است:قرتيكا،درباره نظم و نثر (به عنوان مقدمه برديوان واقف و ذاكر)،درباره ملاي رومي و تضيف او ،درباره پوتزي (ضمن مكتوبات كمال الدوله)،اصول نگارش (از مقاله الفباي جديد) فهرست كتاب ،مكتوب به ميرزا آقا تبريزي (سواد جواب ميرزافتحعلي)،فن كرتيكا (گزيدهاي از نظريات آخوندزاده درباره كرتيكا از مكتوبات او)و رساله ايراد.از تمامي آنچه كه در فهرست بالا ياد شده، به عنوان نخسين آثار در مبحث نقد ادبي جديد ايران ميتوان ياد كرد.
ادامه مطلب...

مفهوم شکاف نسلی به چگونگی تداوم فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر مربوط می شود. اگر در فرآیند اجتماعی کردن کودکان،نوجوانان و جوانان،فرهنگ یک جامعه تا حد مطلوبی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، وباز تولید فرهنگی به نحو احسن انجام پذیرد، میزان اشتراک فرهنگی دو نسل بالا می رود . اختلاف فاحشی بین دو نسل به وجود نمی آید،در این صورت تفاهم بین دو نسل جدید و قدیم برقرار می شود و بحرات هویتی نیز برای نسل جدید روی نمی دهد.در مقابل اگر فرآیند اجتماعی کردن به علل داخلی و خارجی دچار مشکل شود و به طور ناقص انجام گیرد و فرهنگی جامعه در حد مطلوبی به نسل بعد منتقل نشود،تداوم فرهنگی جامعه دچار مشکل می شود و بین نسل جدید و قدیم شکاف می افتد(پناهی،1383: 2). عوامل اجتماعی متعددی بر دور شدن نسلها از یکدیگر و بروز شکاف نسلی تاثیر گذار هستند،در این میان وسایل ارتباط جمعی نقش بارزی دارند.در ذیل به بررسی نقش رسانه ها در دگرگونی ارزشها و در نهایت ایجاد و توسعه الگوهای نوین در جامعه وبه چالش کشاندن ارزشها سنتی و پدیده شکاف هنجاری و ارزشی نسلی اشاره می شود.
ادامه مطلب...

دانشمندان علوم اجتماعی "اجتماعی کردن" را فرایندی می دانند که طی آن فرد شیوه های رفتاری،باورها،ارزشها،الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه را یاد می گیرد و آنها را جزو شخصیت خود می سازد.بنیادی ترین بخش اجتماعی کردن در دوران کودکی روی میدهد،اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه می یابد. اجتماعی کردن دارای دو نقش اساسی است:اول- از نظر فردی اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا می کند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم می آورد.دوم – از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگی های فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقش ها و احراز پایگاههای مختلف اجتماعی.
جامعه شناسان دو نوع عامل اجتماعی را از یکدیگر متمایز کرده اند.الف- اجتماعی کردن نخستین که خانواده و گروههای همسالان را در بر می گیرد.ب- اجتماعی کردن دومین که شامل مدرسه و رسانه ها است.
رسانه های همگانی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی کردن مطرح هستند.روزنامه ها،نشریات ادواری، و مجلات وبه ویژه تلویزیون و رسانه های نوین ماهواره ای و الکترونیکی و دیجیتالی، هر روزه مورد استفاده وسیع گروههای مختلف اجتماعی و از جمله نسل های کودکان،نوجونان و جوانان قرار می گیرد و نگرش ها و عقاید آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.تحقیقات فراوانی انجام شده است که تاثیر برنامه های رسانه یی را برنگرش ها ی کودکان و بزرگسالان تحلیل کرده اند اگر چه هنوز بیشتر این تحقیقات از نظر استنباط قطعی نیستند.اما نمی توان انکار کرد که رسانه های جمعی انواع گوناگونی ازاطلاعات و محتوا (به ویژه هنجارها و ارزشها) را انتقال می دهند.
ادامه مطلب...

رسانه ها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم شده اند. مردم در طول شبانه روز ازمحتواهای اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه ها استفاده می کنند.نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه ها بزرگ می شود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز ، این نسل، بخش عظیم فرهنگ،ارزشها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانه ها دریافت می کند. به عیارتی در دوران معاصر که به عصراطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است،بخش عظیمی از جامعه پذیری نسلها از طریق رسانه ها انجام می شود و نفوذ وتاثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه ها اولویت ذهنی و حتی رفتاری مارا تعیین می کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، در باره اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما می آموزند.بر همین اساس با توجه به نقش تاثیرگذار رسانه بر تمامی اعضای جامعه و به ویژه نسلهای کنونی، هدف اصلی این مقاله بررسی و تبیین نقش رسانه ها به عنوان یکی از دستگاههای فراگیر و گسترده و در دسترس همگان در انتقال محتوای فرهنگی و انتقال ارزشها و هنجارهای نسلی و و تاثیر آنها در شکل گیری و یا عدم شکل گیری پدیده گسست نسلی است.
ادامه مطلب...

بحث برسر تاثير اينترنت بركشورهاي درحال توسعه بحث معناشناختي مجزایی نيست كه به وسيله دانشگاهيها انجام شده باشد.بلكه تاثيري مستقيم برزندگي میلیون ها انسان دارد.کشورهای در حال توسعه ای که مشتاق به بررسی عملکردهای تجاری اینترنت هستند نمی تواند به تأثیرات اجتماعی اینترنت توجه نکنند. موفقيت اينترنت بايد كمتر به عنوان تعداد صرف متصل به آن بلکه بيشتر به عنوان قابليت دسترسي و كمك آن به پيشرفت اجتماعي اندازهگيري شود.استفاده كارآمد از اينترنت، سرمايهگذاري درزير ساخت های فني آن را ميطلبد. همچنين به معناي آن است كه سرمايهگذاري زيرساختي اجتماعي و مهارتهاي استفاده از فنآوري به روشي باشد كه قابل انطباق با شرايط، فرهنگها و تواناييهاي محلي را داشته باشد. بنابراين دولتها در كشورهاي درحال توسعه ميبايد تلاش خاصي در پرداختن به اين مسائل از طريق سياستهايي كه به فقرا امكان دسترسي بهتر به دانش در اينترنت را بدهد نمايند و به آنان كمك كنند تا مهارتها و تواناييهاي استفاده موثر از آن را كسب نمايند. مهم است كه توجه شود كه عبارت كشورهاي درحال توسعه به دسته وسيعي از كشورهاي گوناگون اطلاق ميشد. بنابراين سازوكار يكسان در انتشار و استفاده از اينترنت نميتواند در سطح كل آنها مورد استفاده قرار گيرد هرچند كه گروههاي كشورهايي با نياز به سازوكارهاي يكسان احتمالاً ميتواند مورد شناسايي قرار گيرد. بنابراين همكاري كشور به كشور براي استفاده از طيف وسيعي از درسها ميبايد هدف اوليه باشد.
جدا از استفاده تجاري، بررسي تاثير اجتماعي اينترنت بايد جبههاي در تحقيقات براي دهه آينده با شد. اين مسئله نيازمند تركيب تحليل شاخصهاي اقتصادي با ديگر ابعاد است كه بررسي نمایند،چگونه انتشار سريع و استفاده از اينترنت بربافت اجتماعي كشورهاي درحال توسعه در فقرزدايي،بهبوددسترسي به مراقبتهاي بهداشتي و آموزش، حفظ و پخش عادلانه منابع و تقويت مشاركت در فرايندهاي تصميمگيري تاثير ميگذارد

اينترنت موقعيتي را براي ارتباط مستقيم بين كشورهاي درحال توسعه و بسياري سازمانهاي غيردولتي فعال (NGO ها) فراهم کرده كه داراي اهداف سياسي مشترك هستند و به شبكه الكترونيك متصل هستند. مثالهاي بسياري ازفعالاني وجود دارد كه از شبكه براي توانمند ساختن گروههاي به حاشيه رانده شده در سراسر دنيا استفاده كردهاند و شبكههاي مردمي براي اين هدف ايجاد كردهاند كه به وسيله "پست كردن مناظرات" و "سياستگذاري در تابلو اعلانات شبكه به منظور درخواست پاسخ و سازماندهي اعتراضات" از آن استفاده ميكنند. به عنوان نمونه ای دیگر سازمان غيردولتي گروههاي خيريه زنان از پست الكترونيك براي درتماس بودن با زنان در بوسني استفاده ميكرد.
ارتباط با گروههای حاشیه رانده شده و سازماندهی و دریافت نیازهای آنان از طریق تماس تلفني بسيار مشكل است اما پست الكترونيك روش مناسب تری به نظر می رسد تا پیام به صورت مشترک برای همه ارسال شود . سازماني كه شايد واقعاً به توانمندسازي گروههاي به حاشيه رانده شده در سراسر دنيا كمك ميكند انجمن ارتباطات پيشرو (APC) است كه درهم آهنگي توسعه و كاربرد شبكهها گام برداشته و در خدمت صلح، بومشناسي، حقوق بشر و ديگر اهداف ترقي خواهانه از 1989 پيشرو بوده است . شبكه APC واسطه اصلي شده است كه از طريق آن سازمانهاي غيردولتي با دستیابی به گزارشها و اسناد رسمي زمینه مشارکت در سياستگذاري را بدست آورده اند. تا آگوست 1995 هيجده شبكه عضو درخدمت بيش از 31000 فعال سياسي، آموزش دهندهگان و سازمانهاي غيردولتي در بيش از 133 كشور بوده اند.
در سپتامبر 1995، به APC رديف يك موقعيت مشاوره با شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل اعطا شد كه آن را قادر ميسازد نمايندهاي دائمي دراجلاسهای سازمان ملل داشته باشد. شبكه به شبکه ای از گروههاي مردمي تبدیل شده است و اين به دليل آن است كه نه تنها مردم فقير بهتر سازماندهي شدهاند بلكه با يكديگر، دولت و مردم درخارج از كشور ارتباط بهتري دارند. اين شبكههاي اجتماعي جديد كه به وسيله ارتباطات الكترونيك جديد اعمال ميشود ميتواند كانالهاي قدرتمند بيان سياسي ايجاد نمايد. البته تحقيقات بيشتري مورد نياز است تا نشان دهد چه اندازه اين شبكههابه توسعه در كشورهاي مختلف كمك كردهاند.

رواج سازمانهاي مردم سالار دريك كشور مقياسي كليدي براي رشد اجتماعي- اقتصادي است همانگونه كه در شاخصهاي توسعه اخير بازتاب يافته است. برخي نويسندگان استدلال كردهاند كه اتصال اينترنتي باعث بالا رفتن مردمسالاري ميگردد.
مولر و تن بيان داشتهاند كه اينترنت به وسيله ايجاد ارتباط بين مردمي كه تحت سلطه مستبدانه زندگي ميكنند و ايدهها و اطلاعات بيروني و همچنين به وسيله قادر ساختن آنها به مشاركت ايدهها و هماهنگ كردن فعاليت سياسي در درون كشورهاي خود مردمسالاري را ترغيب مينمايد.
به عوان مثال درطول كودتاي صورت گرفته در آگوست 1991 در روسيه، APC از طريق دولتهاي بالتيك ارتباط با NORODNET در سوئد و از آنجا به GREENET در لندن را برقرار نمود كه از اين طريق ارتباط با بقيه شبكه APC ايجاد شده كه باعث ميشد جريان اطلاعات از مسكو ولينگراد برقرار باشد. به طريقي مشابه از شبكه اينترنت براي ارتباطات بينالمللي و درون كشوري درطول وقايع در ميدان تيان من در 1993 استفاده گرديد. اين دقيقاً مشكل بودن سانسور سياسي در شبكه است كه آن را ابزاري ارزشمند براي فعالان و روزنامهنگاران درگير در موضوعات سياسي حساس نموده است.البته اين آزادي بيان كه طريق اينترنت ايجاد شده است معضلي جدي را براي نظامهاي مستبد ايجاد نموده چرا كه ساختار كنترلي آنان را به خطر مياندازد.
در بسياري از بخشهاي دنيا كنترل شديد دولت بر ارتباطات الكترونيك وجود دارد. به عنوان مثال درایرانُ چين، سنگاپور ويتنام برنامه هایی برای کنترل اطلاعاتی که اینترنت وارد مرزهای آنان می کند، وجودارد.به عنوان مثال وزیر پست و ارتباطات دور چين اعلام نمود كه به وسيله اتصال اينترنتي، آزادي صددرصد اطلاعات، مورد نظر نيست. بهبود ارتباطات دور و اينترنت به تواناييهاي دولتهاي استبدادي درمحدود نمودن جريان اطلاعات آسيب ميرساند.

مهار شبكههای اینترنتی براي ارائه خدمات به كشورهاي درحال توسعه به معناي حصول اطمينان از اين موضوع است كه آن تسهيلات به نيازهاي فقيرترين و محرومترين جوامع، پاسخگو باشد. ارتباط الكترونيكي ميتواند در اداره بحرانها و كاهش فقر كمك نمايد. يكي ازاين تلاشها طرح شبكه «ارتباطات شاخ افريقاي كبيراست كه به وسيله سازمان توسعه بينالمللي ايالات متحده تامين بودجه ميگردد. هدف آن اتصال دولتهاي عضو درمنطقه به منظور ردوبدل كردن اطلاعات مرتبط با بحران است. زمينه ديگري كه از لحاظ بالقوه براي كاربرد شبكههاي الكترونيك مفيد است. مشكل عدم تامين غذايي در افريقاست. يكي از مشكلات اصلي شرايط اقتصادي در افريقا، عدم تامين غذايي است كه باعث رقابت محلي براي منافع در بين گروهها ميگردد كه اغلب منجربه جنگهاي داخلي ميگردد. شبكهسازي الكترونيكي ميتواند اطلاعات حياتي را به كشاورزان، كارگران توسعه و محققيني برساند كه با بحرانهاي ناشي از قحطي مبارزه ميكنند.
درمسئله كاهش فقر «برنامه دهكده» مربوط به بانك گرامين در بنگلادش درنظر دارد به وسيله كاهش مهاجرت از دهات به شهرها، ايجاد مشاغل مرتبط با فنآوري اطلاعات، براي مناطق فقير و روستايي و ايجاد آشنايي با كامپيوتر درميان جمعيت روستايي كشور، فقر را كاهش دهد. مثال ديگر شبكه زنبور عسل است كه در 1990 به عنوان آزمايشي در هند ايجاد شد.اين شبكه الكترونيكي در نظر دارد، خزانه دانش بومي را ايجاد و ابتكارات غني از لحاظ دانش عامه را در درون يك منطقه به يكديگر مرتبط نمايد تا فعاليتهاي درون جوامع فقير را كه هم ازلحاظ اقتصادي و هم بومشناختي دائمي هستند را ارتقاء بخشد. فنآرويهاي سبز مانند آفتكشهاي گياهي، داروهاي گياهي براي انسانها و حيوانات و رنگهاي گياهي فقط برخي از ايدههاي بسيار غني درشبكه است
براي فقرا در جوامع درحال توسعه فقط فراهم نمودن اتصال و يا دسترسي به دانش داراي اهميت كليدي نيست بلكه انتشار دانش است كه مرتبط به شرايط آنان باشد. دانش بومي در مورد بهداشت آموزش و كاهش فقر به ندرت ثبت ميگردد اما منبعي مفيد براي ايجاد، انتشار و انطباق فنآوريهاي جديد است.

استفاده از اینترنت دركشورهاي درحال توسعه معمولاً در دانشگاه و جوامع تحقيقاتي شروع شده است كه تاثير آنها مثبت بوده است. به عنوان مثال پيمايشي كه در اتيوپي، اوگاندا، زامبيا و سنگال در زمينه تاثير فنآوري ارتباطات الكترونيك انجام شده است نشان ميدهد كه موسسات دانشگاهي و تحقيقاتي قادر به انجام طرحهاي مشترك، بهبود بسيج منابع و انجام تحقيقات بين پايگاههاي دور از هم به صورتي كم هزينه بودهاند.
استفاده از شبكهها براي مدارس ابتدايي و متوسط نيز مثالهاي جالبي را نشان ميدهد. دو كشور كه سایقه خوبي از شبكههاي آموزشي دارند كشورهاي كوبا و شيلي هستند. هر دو آنها پروندههاي قوي در زمينه سرمايهگذاري در زمینه سرمايههاي انساني دارند وبه تخصيص منابع براي شبكههاي آموزشي ادامه دادهاند. به عنوان مثال در 1992 دانشگاه كاتوليك درشيلي طرحي پنج ساله براي ايجاد و ارزيابي شبكه مدارس ابتدايي اعلام نمود. امروزه 144 مدرسه شبكهسازي شده و هر كدام داراي بين 3 تا 10 كامپيوتر و اينترنت هستند و برخي درحال ارتباط اينترنتي بوده و شبكه خدمات متنوعي را فراهم مينمايد. روزنامههاي خبري دانشآموزي و معلمي، نرمافزارهاي آموزشي، يادداشتهاي درسي، كنفرانسهاي كامپيوتري، پست الكترونيك و همچنين بانك اطلاعاتي شبكه مورد ارزيابي قرار گرفته است و تاثير بسياري برخلاقيت دانشآموز داشته است. با تامين بودجه به وسيله بانك جهاني، هدف، دستيابي به تمامي مدارس متوسط و نيمي از مدارس ابتدايي در كشور تا سال 2000 است. طرح شبكهسازي مدارس كوبا در 1987 شروع و بر شركت مدارس مناطق روستايي تكيه داشته است.
ادامه مطلب...

یک از تاثیرات و نقش های اینترنت، توسعه خدمات بهداشتی و سلامتی برای افراد جامعه است. اینترنت از طریق به ایجاد پیوند و ارتباط میان افراد و سازمانهای بهداشتی به ارتقای سطح سلامت و بهبود وضعیت سلامتی جامعه کمک می کند.برای مثال اکنون شبکه اینترنتی بهداشت،مراقبين بهداشتي را در 16 كشور افريقايي و 4 كشور آسيايي با يكديگر و با همكاران خود و بانكهاي اطلاعاتي در كشورهاي توسعه يافته متصل مينمايد اينكار با استفاده از تفاهم نامههاي ارتباطاتي مختلف شده است .(madon,2000)
مثال ديگر شبکه فهرست پستي برنامه كنترل بيماريهاي بروزكننده است كه در طول شيوع ويروس Ebola در زئير در سپتامبر 1993 ايجاد شد. امروزه اين شبكه بيش از 1600 عضو در 80 كشور دارد. در سال 1976 گروه درآغاز درمورد شيوع این بیماری پیامی را دریافت کرد وسپس اطلاعات مربوطه را به سازمانهاي مختلف بهداشت بينالمللي انتقال داد. دادوستد اطلاعات با كشورهايي كه درآنها اين بيماري وجود داشت، صورت گرفت و به اين كشورها كمك شد ،تاپيشرفت ويروس و خطر بيماري را كنترل نمايند. به عنوان مثال زامبيا قادر بود كه با استفاده از اينترنت جزئيات مربوط به موارد مشابه در منطقه كاپربلت (كمربند مس) كشور را بررسي نمايد .
به طور كلي بيشترين ارتباطي كه در «شبكه بهداشت» صورت ميگيرد توسط كشورهاي درحال توسعه براي ارتباط با منابع اطلاعاتي كشورهاي توسعه يافته است. ارتباط بينالمللي درميان خود كشورهاي درحال توسعه هنوز بسيار كم است. تعداد فزايندهاي از پايگاههاي اينترنتي مربوط به مطالب بهداشتي در افريقا به نظر ميرسد که برای دستيابي به توسعه اجتماعي اقتصادي دراز مدت ایجاد شده باشند. به عنوان مثال آسيرو( 1998) اخيراً دادههاي تحقيق به صورت تصادفي از 100 پايگاه اينترنتي مربوط به موضوعات بهداشت و سلامتي درصحراي آفريقا را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. وي يافت كه 58% پايگاهها بانيان غيردولتي داشت و به وسيله آنان تامين بودجه شد و آنان بامجامع آفريقايي و دانشگاهها تماس بسياري داشتند.(Ibid,2000).
به یک نمونه دیگر توجه کنید، يك ورزشكار جوان و برومند در وضعيتي حاد به بيمارستان آورده شد. وي داراي تب بالا، ضعف و عفونت جدي بود. آزمايشات تاييد نمود كه عفونت از نوع
Mecrotisity fascitis است كه به عنوان باكتري "خورنده ماهيچه" شناخته ميشود. تنها راه ممكن براي جلوگيري از پيشرفت بيماري و نجات زندگي وي قطع فوري پاي وي به نظر ميرسيد. تا اينكه يكي از پزشكان به ياد آورد كه مقالهاي را در اینترنت درمورد معالجه بافتهاي آلوده شده با اين باكتري را مطالعه نموده است. پس از مشاوره سريع در MEDICINE يكي از مهمترين بانكهاي اطلاعاتي پزشكي در اينترنت پزشكان توانستند مقاله را يافته و بازيابي نمايند و فرايند معالجه پيشنهادي را دنبال كنند. مرد جوان توانست هم زندگي و هم پايش را نجات دهد و به دنياي ورزش بازگردد.
ادامه مطلب...

افزایش فزاینده اهمیت اقتصادی فن آوری های اطلاعات و بویژه اینترنت در ارتباطات در سطح جهانی به وضوح به وسیله صنعت نرم افزار نشان داده می شود.برنامه ریزان در کشورهای کمتر توسعه یافته مانند هند،روسیه و هم پیمانان قبلی آن در اروپای شرقی، فلسطین اشغالی می توانند به عنوان کارمندان عادی شرکت های چندملیتی کار کنند بدون آنکه کشور خود و یا حتی خانه خود را ترک نمایند . این برنامه ریزان که آشکارا شاهد "مرگ فاصله ها"هستند کدهای کامپیوتری را بر روی رایانه خود در میان می گذارند . آنان قادرند در اقتصاد اطلاعات شرکت نمایند نه به این دلیل که در کشوری صنعتی زندگی می کنند و نه به این دلیل که آخرین فناور یهای پیشرفته را در اختیار دارند، بلکه به دلیل آن که آموزش مناسبی داشته اند. این مثال، بسیاری از مسائل اساسی عصر اطلاعات را در رابطه با دنیای در حال توسعه، روشن می نماید.همان گونه که به وسیله مثال بالا نشان داده شد، فن آوری هایی اطلاعات و ارتباطات نقشی اساسی درتوسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایفاد می کنند . کشف، انتشار و اعمال دانش جدید، اشاعه اطلاعات مربوط به بهترین عملکردها، و ردوبدل کردن نظرات، اصول اساسی کار توسعه است که به گونه های مؤثر به وسیله فنآور یهای اطلاعات و ارتباطات تسهیل
